خرید بک لینک
هفتاد و چهارمین سوره قرآن است که مکی و 56 آیه دارد. «مدثر» از نام های رسول خداست چنانکه در زیارتی خطاب به ایشان آمده است: «السلام علیک ایها المدثر». (1)رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در فضیلت این سوره فرمودند: هر که سوره مدثر را قرائت نماید ده برابر کسانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را در مکه تصدیق یا تکذیب کردند حسنه عطا می شود.(2) در روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده است: کسی که در نمازهای واجبش سوره مدثر را قرائت نماید بر خداوند واجب است او را با پیامبر اکرم همراه و هم درجهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 11:00

بيان آياتاين سوره مشتمل بر مطالب زير است : اول اينكه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) را دستور مى دهد به اينكه مردم را انذار كند، و اين دستور را با لحنى و در سياقى كرده كه از آن پيداست جزو دستورهاى اوائل بعثت است. دوم اينكه اشاره مى كند به عظمت شان قرآن وجلالت قدرش. سوم اينكه كسانى را كه منكر قرآن شوند و نسبت سحر به آن دهند تهديد، و كسانى را كه از دعوت قرآن سر بتابند مذمت كرده است.جمع بين روايات مختلف درباره زمان نزول سوره مباركه مدثّرو اين سوره از اولين سوره هاى نازل در اوائل بعثت و ظهور ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 11:00

بيان آياتدر اين آيات شريفه به طعنه زنندگان به قرآن كه آن را سحر مى خواندند و بعضى از حقائق آن را استهزاء مى كردند، تهديد شديدى شده است. فاذا نقر فى الناقوركلمه (نقر) به معناى كوبيدن، و كلمه (ناقور) به معناى هر چيزى است كه به آن مى كوبند تا صدا كند، و جمله (نقر در ناقور) نظير جمله (نفخ درصور) كنايه از زنده كردن مردگان در قيامت و احضار آنان براى حساب رسى است، و جمله مورد بحث شرطى است، و جزاى آن جمله (فذلك ...) است.تركيب نحوى آيه : (فذالك يومئذ يوم عسير على الكافرون غير يسير) فذلك يومئذ يوم عسير عادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 11:00

بيان آياتدر اين آيات شريفه به طعنه زنندگان به قرآن كه آن را سحر مى خواندند و بعضى از حقائق آن را استهزاء مى كردند، تهديد شديدى شده است. فاذا نقر فى الناقوركلمه (نقر) به معناى كوبيدن، و كلمه (ناقور) به معناى هر چيزى است كه به آن مى كوبند تا صدا كند، و جمله (نقر در ناقور) نظير جمله (نفخ درصور) كنايه از زنده كردن مردگان در قيامت و احضار آنان براى حساب رسى است، و جمله مورد بحث شرطى است، و جزاى آن جمله (فذلك ...) است.تركيب نحوى آيه : (فذالك يومئذ يوم عسير على الكافرون غير يسير) فذلك يومئذ يوم عسير ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 11:00

بيان آياتدر اين آيات نتيجه گيرى از مطالب يعنى وعد و وعيدهاى گذشته را به صورت تعجب از اعراض كفار از تذكرات قرآن و تنفرشان از حق صريح بيان كرده، گويا فرموده : وقتى جريان بدين قرار است عقلا واجب مى شود كه دعوت حق را اجابت نموده، به وسيله تذكرات قرآن متذكر شود، پس بسيار عجيب است كه چطور باز هم از اين تذكر روى بر مى تابند، نه، نه، علت اصلى اين است كه اينان به رسالت ايمان ندارند، و تك تكشان توقع دارند كه كتابى از خدا بر يك يك آنان نازل گردد، نه، بلكه علت اين است كه از آخرت ترس ندارند، و در نتيجه از وعادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 11:00

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیملا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَامَةِ ﴿١﴾ وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ﴿٢﴾ أَیَحْسَبُ الإنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿٣﴾ بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَنْ نُسَوِّیَ بَنَانَهُ ﴿٤﴾ بَلْ یُرِیدُ الإنْسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿٥﴾ یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ ﴿٦﴾ فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ ﴿٧﴾ وَخَسَفَ الْقَمَرُ ﴿٨﴾ وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ ﴿٩﴾ یَقُولُ الإنْسَانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ الْمَفَرُّ ﴿١٠﴾ کَلا لا وَزَرَ ﴿١١﴾ إِلَى رَبِّکَ یَوْمَئِذٍادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 11:00

به نام خداوند بخشنده بخشایشگرسوگند به روز قیامت، (۱) و سوگند به (نفس لوامه و) وجدان بیدار و ملامتگر (كه رستاخیز حق است)! (۲)آیا انسان مى‏پندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهیم كرد؟! (۳)آرى قادریم كه (حتى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب كنیم! (۴)(انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مى‏خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه كند! (۵)(از این رو) مى‏پرسد: «قیامت كى خواهد بود»! (۶)(بگو:) در آن هنگام كه چشمها از شدت وحشت به گردش درآید، (۷)و ماه بى‏نور گردد، (۸)و خورشید و ماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 11:00

هفتاد و پنجمین سوره قرآن کریم است که در مکه مکرمه نازل شده و دارای 40 آیه می باشد.رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در فضیلت این سوره فرمودند: هر کس سوره قیامت را قرائت کند در روز قیامت من و جبرئیل شهادت می دهیم که اوبه قیامت ایمان داشته است و در حالی وارد محشر می شود که چهره اش درخشان تر از دیگر آفریدگان خداست(1) امام باقر علیه السلام نیز فرمودند: هر کس در قرائت سوره قیامه مداومت ورزد و به آیات آن عمل کند خداوند عزیز و جلیل او را به بهترین شکل با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم محشور می کند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 11:00

بسم اللّه الرحمن الرحيم لا اقسم بيوم القيمه (1) و لا اقسم بالنفس اللوامه (2) ايحسب الانسان الن نجمع عظامه (3) بلى قادرين على ان نسوى بنانه (4) بل يريد الانسان ليفجر امامه (5) يسل ايان يوم القيمه (6) فاذا برق البصر (7) و خسف القمر (8) و جمع الشمس و القمر (9) يقول الانسان يومئذ اين المفر (10) كلا لا وزر (11) الى ربك يومئذ المستقر (12) ينبوا الانسن يومئذ بما قدم و اخر (13) بل الانسان على نفسه بصيره (14) و لو القى معاذيره (15)ترجمه آياتبه نام خداى رحمان و رحيم. چنين نيست (كه كافران پنداشتند)، قسم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 11:00

يان آياتاين آيات تتمه صفات روز قيامت است، البته از اين نظر كه مردم در آن روز چه حالى دارند، و اينكه مردم در آن روز دو طايفه اند، طايفه اى كه چهره اى شكفته و دلى شاد دارند، و طايفه اى ديگر كه چهره اى درهم كشيده و دلى نوميد از نجات دارند، و اشاره مى كند به اينكه آغاز اين تقسيم از زمان احتضار شروع کار مى شود. و سپس اشاره مى كند به اينكه انسان را آزاد و رها نمى گذارند، همان خدايى كه او را در آغاز آفريد قادر است بار ديگر او را زنده كند و در اينجا سوره ختم مى شود.مقصود از نهى : (لا تحرك به لسانك لتجادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 11:00

بيان آياتايـن سـوره متعرض مطالب گوناگون از احكام و آداب و صفات است. قسمتى از آن مربوط بـه حكم ظهار است، قسمتى هم مربوط به نجوى و بيخ گوشى سخن گفتن است. قسمتى هم مربوط به آداب نشستن در مجلس. و قسمتى راجع به اوصاف كسانى است كه با خدا و رسـولش مـخـالفـت مـى كـنـنـد، و يا با دشمنان دين دوستى مى ورزند، و كسانى را كه از دوسـتـى بـا آنـان احـتـراز مـى كـنـنـد مـعـرفـى نـمـوده، بـه وعـده اى جميل در دنيا و آخرت دلخوش مى سازد.ايـن سـوره بـه شـهـادت سـيـاق آيـاتـش در مـديـنـه نازل شده.قـد سـمـع اللّه قـول التـى تـجـادلك فـى زوجـهـا و تـشـتـكـى الى اللّه و اللّه يسمع تحاوركما...در مـجـمـع البـيـان مـى گـويـد: كـلمـه (اشـتـكـاء) كـه مـصـدر فـعل (تشتكى ) است، به معناى اظهار ناراحتى است ، و فرقش با كلمه شكايت است كه شكايت به معناى ناملايماتى است كه ديگرى براى آدمى فراهم ساخته،و (اشتكاء) اظهار ناراحتى هايى است كه خودش پيش آمده. و كلمه (تحاور) به معناى مـراجـعـه بـه يـكـديـگـر در سخن گفتن است، كه آن را (محاوره ) نيز مى گويند. وقتى گفته مى شود (حاوره، محاوره ) معنايش اينكه فلانى با فلان كسى گفتگو كرد.سنت جاهــلى (ظهار) و الغاء و منكر دروغ اعلام كردن آن در آيه : (الذين يظاهرون منكم...)آيـات چـهـار گـانـه و يـا شـش گـانـه اول سـوره دربـاره ظـهـار نـازل شـده، كـه در عـرب جاهليت يكى از اقسام طلاق بوده، به اين صورت كه وقتى مى خواسته زنش را بر خود حرام كند مى گفته : (انت منى كظهر امى - تو نسبت به من مانند پشت مادرم هستى ). با گفتن اين كلام زنش از او جدا و تا ابد بر او حرام مى شده. بعد از ظـهـور اسـلام يـكـى از مـسلمانان مدينه (انصار) همسر خود را ظهار كرد، و بعدا از كار خود پـشـيـمـان شـد. هـمـسـرش نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 21:16

بيان آياتاين آيات راجع به نجوى و پاره اى آ داب مجالست است.الم تران اللّه يعلم ما فى السموات و ما فى الارضاستفهام در اين آيه انكارى است. و منظور از رويت، علم يقينى است، كه بر اساس استعاره آن را رويـت خـوانـده. و ايـن جـمـله مـقـدمـه اى اسـت كـه مـضـمـون جـمـلات بـعـدى را تـعـليـل مـى كـنـد. و حـاصـل مـجـمـوع آيـه ايـن اسـت كـه : اگـر گـفـتـيـم اهـل نجوى هر چند نفر باشند خدا هم يك نفر است با ايشان، براى اين است كه خدا آنچه را در آسمان ها و زمين است مى داند.مـقـصـود از چـهـارمـى بـودن خـدا بـراى سـه نـجوى كننده و ششمى بودن او براى پنج نجوى كنندهمـا يـكون من نجوى ثلثة الا هو رابعهم و لا خمسة الا هو سادسهم...كلمه (نجوى ) مـصـدر و بـه مـعـنـاى (تـنـاجـى ) يـعـنـى با يكديگر بيخ گوشى سخن گفتن است. و ضـمـيـرهـاى مـفـرد در آيه همه خداى سبحان برمى گردد. و مراد از دو جمله (رابعهم ) و (سادسهم ) كسى است كه با شركت خود عدد سه را چهار و عدد پنج راشش مى سازد. مى فـرمـايـد: اگـر اهـل نـجـوى سـه نـفر باشند چهارميشان خدا است، و اگر پنج نفر باشند شـشـمـى آنـهـا خـدا اسـت، چـون خـدا با ايشان و عالم به اسرار ايشان است. همان طور كه گفتيم در اول آيه مسأله آگاهى خدا را ذكر كرد، و فرمود: (الم تر ان اللّه يعلم...)، و در آخـر آيـه بـراى بـار دوم مـى فـرمـايـد: (ان اللّه بكل شى ء عليم ).(و لا ادنى من ذلك و لا اكثر) - يعنى و نه كمتر از اينها و نه بيشتر. با آوردن اين دو كـلمـه اطـلاقـى بـه كـلام داد كـه شـامـل تـمـامـى اعـداد اهـل نـجـوى بـگـردد. امـا كـلمـه (ادنـى ) شـامـل كـمـتـر از سـه نـفـر يـعـنـى دو نـفـر و شـامـل كـمـتـر از پـنـج نـفـر يـعـنـى چـهـار نـفـر مـى شـود. و امـا كـلمـه (اكـثـر) شامل عدد ششادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 21:16

بيان آياتايـن آيـات سرگذشت دسته اى از منافقين را ذكر مى كند كه با يهوديان دوستى و مودت و بـا خـدا و رسـولش دشـمنى داشتند، و ايشان را خاطر همين انحراف مذمت نموده، به عذاب و شـقاوت تهديد مى كند، تهديدى بسيار شديد. و در آخر به عنوان حكمى قطعى و كلى مى فـرمـايد: ايمان به خدا و روز جزا نمى گذارد انسانى با دشمنان خدا و رسولش دوستى كـنـد، حال اين دشمنان هر كه مى خواهند باشند. و سپس مؤمنين را مدح مى كند به اين كه از دشـمـنـان ديـن بـيـزارنـد، و ايـشان را وعده ايمان مى دهد، ايمانى مستقر در روح و جانشان، ايمانى از ناحيه خدا و نيز وعده بهشت و رضوان مى دهد.بيان وصف و حال منافقان : تولى يهود: سوگند دروغ ياد كردن و....الم تر الى الذين تولوا قوما غضب اللّه عليهم...مـنظور از قومى كه خدا بر آنان غضب فرموده و منافقين آنان را دوست مى دارند يهود است، دربـاره شـان فـرمـوده : (مـن لعـنـه اللّه و غـضـب عـليـه و جعل منهم القرده و الخنازير و عبد الطاغوت ).(مـا هـم مـنـكم و لا منهم ) - ضمير (هم ) به منافقين و ضمير در (منهم ) به يهود بر مى گردد، مى خواهد بفرمايد: اين منافقين به خاطر تحير و سرگردانيشان بين كفر و ايـمـان وقـتـى به شما مى رسند اظهار مسلمانى، و وقتى به يهود مى رسند اظهار دوستى مـى كنند، اينان نه از شما مسلمانان هستند و نه از يهود: (مذبذبين بين ذلك لاالى هولاء و لا الى هولاء).و ايـن صـفت منافقين بر حسب ظاهر حالشان است، و گرنه واقعيت حالشان اين است كه ملحق بـه يـهـودند، چون خداى تعالى در جاى ديگر فرموده : (و من يتولهم منكم فانه منهم ) بـنـابـر ايـن منافاتى ميان (ما هم منكم و لا منهم ) با جمله (فانه منهم ) نيست، اولى بر حسب ظاهر حالشان است، و دومى بر حسب واقعيتشان.بعضى از مفسرين احتمال داده اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 21:16

بيان آياتدر ايـن آيات دستور موكد مى دهد به اين كه مسلمين در راه خدا ودر جهاد انفاق كنند، و از آيه شـريـفه (لا يستوى منكم من انفق من قبل الفتح ) به خوبى برمى آيد كه دستور مذكور در مـورد جـهـاد مـؤ كـدتـر است، و همين خود مويد آن قولى است كه مى گويد: آيه شريفه (امـنـوا بـاللّه و رسـوله و انـفـقـوا...) در جـنـگ تـب وك نازل شد.امنوا باللّه و رسوله و انفقوا مما جعلكم مستخلفين فيه...بـيـان ايـنـكـه آيـه : (آمـنـوا بالله و رسوله و انفقوا...) خطاب به مؤمنين و امر به آثار ايمان استاز سـيـاق آيـات بـرمـى آيـد كـه خـطـاب در ايـن آيـه بـه كـسـانـى اسـت كـه خـدا و رسـول ايـمان آورده اند، و شامل كفار نمى شود، تا چه رسد به اين كه خطاب متوجه كفار باشد.و ايـن كـه بـعضى گفته اند: شامل هر دو طايفه مى شود درست نيست. خواهى گفت : آخر در اين آيه امر به ايمان كرده، و معنا ندارد مؤمنين را امر به ايمان كند.در پـاسـخ مـى گـويـيم : معناى امر مؤمنين به ايمان اين است كه آثار ايمانى را كه دارند بر ايمان خود مترتب كنند، مى خواهد بفرمايد: ايمان وقتى متحقق مى شود كه آثار آن را بر آن مـتـرتـب كـنـنـد، چـون اگـر ايمان و يا صفتى ديگر از صفات نفس چون سخاوت و عفت و شـجـاعـت در نـفـس آدمى ثابت باشد، و حقيقتا ثابت باشد، اثرش ظاهر مى شود، و اگر از يكى از اين صفات مذكور اثر خاص به آن ظاهر نشود، معلوم مى شود صفت مذكور آن طور كـه بـايـد در نـفـس جـاى خـود را نـگـرفته و ثابت نشده، و يكى از آثار ايمان به خدا و رسول او اطاعت از دستوراتى است كه خدا و رسول داده اند.و از همينجا است كه روشن مى گردد اولا امر كردن خداى تعالى مؤمنين را به ايمان در حقيقت امـر كردن به افرادى است كه مرتبه اى از ايمان را دارند، به اين كه مرتبه اى بالاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: چهارشنبه 22 فروردين 1403 ساعت: 6:00

بيان آياتايـن قـسـمـت از آيـات سـوره هـمـان هـدف و غـرضـى را دنـبـال مـى كـنـد كـه قـسـمت قبلى دنبال مى كرد، و آن تشويق و ترغيب به ايمان به خدا و رسـول او و انـفـاق در راه خـدا بـود، البته در ضمن، مؤمنين را عتاب مى كند كه چرا بايد علائم و نشانه هايى از قساوت قلب از ايشان بروز كند، و به منظور تأكيد در تحريك و تشويق انفاق درجه انفاقگران نزد خدا را بيان نموده، و با اين لحن دستور به انفاق مى دهـد. كـه : هـان ! بـشـتـابـيـد بـه مـغـفـرت و جـنـت. و نـيـز دنـيـا و اهـل دنـيـا رابـخـل مـى ورزنـد، و مـردم را هـم بـه بـخـل مـى خـوانـنـد مـذمـت مـى كـنـد. و در خـلال آيـات، نـاگـهـان سـيـاق را كـه مـخـصـوص مـسـلمـانـان بـود بـه سياقى تغيير داده شامل مسلمين و اهل كتاب هر دو بشود، و به زودى توضيحش u200d خواهد آمد.عتاب به مؤمنين به جهت قساوتى كه دل هـايـشـان را گـرفـتـه و در مقابل ذكر خدا خاشع نمى شودالم يـاءن للذيـن امـنـوا ان تـخـشـع قـلوبـهـم لذكـر اللّه و مـا نـزل من الحق...كلمه (يان) در اصل (ياءنى ) (مضارع انى ) بوده، به خاطر حـرف (لم ) كـه كـارش جـزم دادن است حرف (ياء) از آن افتاده، و اين ماده به معناى رسـيـدن وقـت هـر چـيـز اسـت، و خـشـوع قـلب آن تـاثـيـرى اسـت كـه قـلب آدمـى در قـبـال مشاهده عظمت و كبريايى عظيمى به خود مى گيرد، و منظور از ذكر خدا هر چيزى است كـه خـدا را بـه ياد آدمى بيندازد، و منظور از (مانزل من الحق ) قرآن است، كه از ناحيه خـداى تـعـالى نـازل شـد، و كـلمـه (مـن الحـق ) بـراى بـيـان آن نـازل شـده است، و آيه شريفه مى خواهد بفرمايد: شأن ياد خدا چنين شانى است، كه هر گـاه نـزد مؤمن بـه مـيـان آيـد بـلادرنـگ دنـبـالش خـشـوعـى در دل مؤمن مـى آيـد، هـمـچـنـان كـه حـق نـازل از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: چهارشنبه 22 فروردين 1403 ساعت: 6:00

صفحه بندی